تصحیح یک اشتباه(8): نهم ربع یا عیدالزهرا(س)؛ کدام عمر کُشان؟

9 ربیع الاول یا همان عید الزهراء (یا فرحة الزهراء)(س) که گاهی عمر کُشان یا عمر کُشون نامیده می شود در حقیقت روز شادی شیعیان به جهت آغاز امامت حضرت مهدی علیه السلام و نیز قتل عمر سعد (قاتل امام حسین ع) به دست مختار است(1)؛ که گاهی به اشتباه به عمر بن خطاب (خلیفه دوم) نسبت داده می شود و البته تشابه اسمی آنان، خرافه گرایی برخی نادانان، و سوء استفاده و تفرقه افکنی دشمنان نیز در این امر بی تاثیر نبوده است(2). کشته شدن عمر بن خطاب به اجماع شیعه و سنی در آخر ذی الحجه بوده است.(3)(4)

پی نوشت ها:

1) علامه مجلسی، زاد المعاد، ص۲۵۸؛ وقایع الایام، ربیع الاول و ربیع الثانی ،ص59؛ مستدرک سفینه البحار: ج4ص67.

2) این مراسم در دوره صفوی رایج شد و برخی آن را نمایش شاد ایرانی که پس از ممنوعیت نمایش «مغ کشی» رواج یافت بیان می کنند.(رک: نجفی و وکیلی، تاملاتی تاریخی درباره نهم ربیع، تاریخ و فرهنگ، ش85؛ اصلانی، فرهنگ واژگان و اصطلاحات طنز، ص163)

3) رک: تاریخ یعقوبی، ج2،ص159؛ مروج الذهب، ج2 ص304 و 321؛ مسار الشیعه فی مختصر تواریخ الشریعه، ص42؛ الامامة والسیاسة، ج1 ص39؛ انساب الاشراف، ج10 ص417؛ تاریخ الطبری، ج4 ص191.

4) بد نیست بدانیم که علمای متقدّم شیعه بر اینکه عمر در ذیحجه کشته شده اتفاق نظر داشته اند. ابن ادریس حلی (صاحب سرائر) درباره تاریخ نهم ربیع می گوید: مَنْ زَعَمَ أَنَّ عُمَرَ قُتِلَ فِیهِ فَقَدْ أَخْطَأَ بِإِجْمَاعِ أَهْلِ التَّوَارِیخِ وَ السِّیَرِ ( هر کس بپندارد عمر در نهم ربیع کشته شده به اجماع صاحبان کتب تاریخ و سیره در اشتباه است.) سپس وی تاریخ ذیحجه را صحیح دانسته،می فرماید: الإجماعُ حاصلٌ مِن الشیعةِ و أهلِ السنّةِ على ذلک.( شیعه و سنی بر آن اتفاق نظر دارند.) ر.ک. بحارالانوار، ج‏31، ص 119. حتی علامه مجلسی(ره) هم به این امر اعتراف دارد.(ر.ک.بحارالانوار، ج‏31، ص 118 ) گرچه مجلسی(ره) خود سعی کرده اند به هر قیمت شده نهم ربیع الاول را تایید کند!(بعید نیست ایشان که در عصر صفوی می زیستند از سوی حکومت تحت فشار بوده اند و لذا با کمال تعجب به روایتی که از نظر سندی کاملاً ضعیف است استناد کرده ، اجماع مورخان شیعه و سنی را به کناری نهاده اند! روایتی که ایشان به آن استناد کرده اند از طریق دو راوی مجهول الهویه به احمد بن اسحاق قمی(ره) منسوب شده که سند و متن آن بسیارِ ضیعف است.)(رک: نجفی و وکیلی، تاملاتی تاریخی درباره نهم ربیع، تاریخ و فرهنگ، ش85، ص51-82)

تصحیح یک اشتباه (4)

در جایی خواندم:

زهرا ست عطای حق          هرچند دوا باشد

حاجت ز که می خواهی     جایی که خدا باشد

در جوابش نوشتم:

زهرا ست دوای ما          او رمز بقای ما

حاجت ز درش خواهیم      چون گفته خدای ما

 

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (المائده، 35)

ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا پروا كنيد و برای رسیدن به خدا توسل جوييد (وسیله تقرب جویید) و در راهش جهاد كنيد باشد كه رستگار شويد.

 

خدای متعال، عالم را عالم اسباب و علل آفریده و برای هر کاری، وسیله ای قرار داده است. یکی از این وسایل معنوی، توسل به اولیای الهی است.

 

البته باید توجه داشت که حاجت خواستن از اهل بیت (ع) به این معناست که:

1) آنها را واسطه قرار دهیم و خدا را به حق ایشان قسم دهیم تا حاجتمان را بدهد(نظیر کاری که حضرت آدم علیه السلام کرد تا توبه اش قبول شود)

2) یا از ایشان بخواهیم که حاجت ما را از خدا بخواهند تا بدین وسیله مورد استجابت قرار گیرد(نظیر برادران یوسف ع که از حضرت یعقوب ع خواستند که برایشان از درگاه خدای متعال، طلب آمرزش کند)

3) و یا بدین معناست که بدانیم ایشان به اذن خدای متعال، واسطه در رساندن فیض به مخلوقات هستند و از این رو خواستن از آنها در حقیقت خواستن از خدا و به اذن خداست و ایشان مستقل از خدای متعال نیستند و نمی توانند کاری بکنند.(وَ تُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنی: مائده، 110)

 

اینکه خدای متعال با وجودی که خودش میتواند مستقیما حاجت انسان را بدهد ولی او را به درب خانۀ اولیای خویش حواله می دهد به این علت است که اولا انسان ها خود را بی نیاز از اولیای الهی نبینند و همواره در تمامی امور، به آنها توجه داشته و از آنها تبعیت کنند و ثانیا، وسیله ای قوی و مطمئن برای رسیدن به مقاصد مشروع خود داشته باشند.

تذکر این نکته نیز لازم است که در اصل این شعر، به جای زهرا، زهر بوده و در آخرش، عطای خلق؛ یعنی مصرع اول این گونه بوده که: زهرست عطای خلق... اما به شکلی ناشیانه یا با خباثت، شعر را تغییر داده اند.

تصحیح یک اشتباه(4): عید غدیر، عید سیدها؟!

 

یکی از اموری که به اشتباه در کشور ما رایج شده آن است که عید غدیر را به عنوان «عید سیدها» معرفی می کنند؟!

در حالی که عید غدیر بزرگترین عید اسلامی است که عید اکمال دین و اتمام نعمت است.

البته اینکه در این روز به دیدار سید ها می روند سنت خوبی است و از آن بهتر عیدی دادن سیدهاست؟!

اما باید توجه داشت که این روز اولا عید همه مسلمانان است و ثانیا به دیدار یکدیگر رفتن(اعم از سید و غیر سید) از سنن و مستحبات این روز گرامی است. کما این که عیدی دادن و لباس نوپوشیدن و خوشحال کردن مسلمانان و رفع مشکلات آنان از دیگر اعمال پسندیده این روز است.

تصحيح يك اشتباه(3): حق، معيار افراد است نه اين كه افراد معيار حق باشند.

امام علي عليه السلام در بيان جامعي فرمودند: «ان الحق لا يعرف بالرجال؛ اعرف الحق تعرف اهله» (حق با اشخاص شناخته نمي شود؛ حق را بشناس، اهل حق را خواهي شناخت)(ميزان الحكمه‏ ري شهري‏، ج1، ص658).

 

بنابراين در افراد غير معصوم، بايد حق را معيار قرار داد و به كمك آن، در مورد افراد و گفتار و كردارشان قضاوت كرد. اگر منطبق با حق بودند‏ برحق مي باشند و گر نه خير.

 

البته بايد توجه داشت كه وقتي ثابت شد كسي معصوم است و هيچ خطا و اشتباهي از وي سر نمي زند، اعمال او صددرصد مطابق با حق است و از اين رو به كمك اعمال و گفتار وي مي توان حق را شناخت اما در هر صورت، اعمال، معيار حق نيستند بلكه اين حق است كه معيار درستي و نادرسي اعمال است و معصومان به جهت عصمتشان خلاف حق نمي گويند و عمل نمي كنند.