چه خبر است در این شهر وارونه؟! (از بی حجابی تا بزرگترین گناهان)
باسمه تعالی
چه خبر است در این شهر وارونه؟!
سهل انگاری و کوتاهی در مواجهه درست و منطقی با بی حجابی(1)، کار را به جایی رساند که برخی گفتند: «کاش همه گناهان، بی حجابی بود!»؛ «بی حجابی گناه بزرگی نیست؟! بروید جلوی گناهان بزرگتر را بگیرید!»(که اگر این استدلال درست باشد هیچ جرمی قابل پی جویی نخواهد بود و تمامی مراکز تربیتی و قضایی را باید تعطیل کرد!)
البته باید خدا را شکر کرد که هنوز بیحجابی را گناه میدانند هر چند گناه کوچک. در حال حاضر، روی سخن با افرادی که دانسته یا ندانسته تن به این گناه الهی می دهند نیست. مخاطب، کسانی اند که سعی در موجه یا کم اهمیت جلوه دادن این منکر و حرام الهی دارند؛ که به گمانم، با ترویج این سخن، خواسته یا ناخواسته، بدعتی بزرگ را رقم میزنند؛ و این سخن، در نهایت به حلال شمردن حرام الهی، و تبدیل منکر به معروف منجر خواهد گشت و چون خدا پیمان گرفته است که آنکس که از بدعتی مطلع شود باید آن را افشا کند، چند جمله ای را خاطر نشان میکنم.
اجازه بدهید صریح و مستند سخن بگوییم.
با چه ملاکی بیحجابی را گناهی کوچک شمردید؟!
آیا با ملاکهای بزرگترین گناهان آشنا هستید؟
آیا تا بحال از صاحبان شریعت، پرسیده اید که بزرگترین گناهان کدامند؟
در شریعت اسلامی ملاکهایی برای بزرگترین گناهان بیان شده که اختصاص به مصداق خاصی ندارد و وجود یکی از آنها در هر گناهی، آن را به بزرگترین گناه تبدیل میکند؛ و متاسفانه، بیشتر بلکه تمامی این ملاکها در بیحجابی هایی که امروز مشاهده میکنیم وجود دارد.
اما این ملاکها کدامند:
1) کوچک و خوار شمردن گناه: «بزرگترین گناهان، گناهی است که نزد صاحبش کوچک شمرده شود»(2)؛ و «شدید ترین گناهان، گناهی است که مرتکبش آن را خوار و سبک شمارد».(3) متاسفانه بیشتر کسانی که مرتکب بیحجابی میشوند آن را گناهی کوچک و ناچیز میشمارند و یا احیانا خدای ناکرده اساسا گناه نمیدانند.
2) اصرار بر گناه: «بزرگترین گناهان نزد خدا، گناهی است که مرتکبش بر آن اصرار ورزد».(4)
اصرار به گونهای است که نه تنها موجب میشود یک «گناه صغیره» به «گناه کبیره» بدل گردد(5) بلکه چنانچه از ظاهر قرآن کریم بهدست میآید، باعث میشود که یک گناه در زمره گناهانی قرار بگیرد که احتمال آمرزش در مورد آن بسیار اندک است و امام باقر علیه السلام در تفسیر همین آیه فرمودند: اصرار این است که بندهای مرتکب گناه شود، اما نه استغفار نماید و نه به فکر توبه باشد.(6)
جای بسی تاسف است که مرتکبان بیحجابی، بر این عمل غیر شرعی، اصرار دارند و تکرار روز مرۀ رفتار آنان، حاکی از عدم پشیمانی و عزم بر توبه است.
3) مداومت بر گناه: مداومت بر معصیت، نه تنها نشان از اصرار، بلکه خود معیار دیگری برای تشدید گناه است. بی شک کسی که گناهی را یک بار مرتکب میشود با کسانی که آن گناه را دائما مرتکب میشوند یک سان نیست. «تمامی گناهان شدیداند؛ اما شدید ترین آنها، گناهی است که گوشت و خون برآن بروید؛ زیرا شخص مرتکب گناه، مورد رحمت قرار میگیرد[و به بهشت میرود] و یا دچار عذاب میشود[ و به دوزخ میرود] در حالی که جز افراد پاک به بهشت نمیروند»(7) این روایت اشاره به این مطلب دارد که اگر مداومت بر گناه بهقدری طولانی باشد که گوشت و خون شخص در حال اصرار و ارتکاب آن گناه روییده باشد، چنین شخصی مستحق بهشت نخواهد بود(مگر اینکه توبه کرده و گوشت و خون دوبارهای در حال مداومت بر طاعت در بدن او پدید آید.)
در اینجاست که باید گفت: بسی جای تاسف و تعجب است که چگونه یک زن مسلمان، میتواند بپذیرد که یک گناه را برای مدتی طولانی لحظه به لحظه تکرار کند و هر لحظهای که بر او میگذرد و او در حال بیحجابی مقابل دید نامحرمان قرار دارد بر گناه او افزون گردد؟!.
4) شاد شدن و افتخار به گناه: از خود گناه بدتر، شاد شدن به گناه و یا خدای ناکرده افتخار کردن به گناه است(8) حتی در روایات میخوانیم: «هیچ گناهی بزرگتر از شادمانی کردن به فسق و فجور نیست»(9) تا جایی که خورسندی به رذایل، از عوامل عدم رستگاری و بد فرجامی شمرده است.(10)
مع الاسف، مشاهده میشود که بعضی افراد، نه تنها به بیحجابی خود خورسندند که آن را مایه فخر فروشی قرار داده اند و به تعبیر عامیانه، به آن «پُز» داده و با آن «کلاس» میگذارند؟!
5) آشکار کردن گناه: قطعا گناه کسی که در پنهان مرتکب کار زشتی میشود با آن کس که در معرض دید عموم مرتکب آن میشود یکسان نیست. «بپرهیز از آشکار کردن گناهان، چرا که این کار از بدترین گناهان است»(11). یکی از تبعات وخیم این کار که دامنگیر جامعه نیز میگردد این است که اگر گناهی مخفی انجام گردد تنها برای مرتکب آن ضرر دارد؛ اما اگر علنی انجام شود و دیگران در مقابل آن بی تفاوت بوده و نهی از منکر نکنند، برای همه مضر است. به بیان دیگر، گناه مخفی، عذاب شخصی؛ و گناه علنی، تبعات منفی اجتماعی و عذاب عمومی در پی دارد.(12)
اگر بیحجابی -که گناهی ذاتا علنی است- در جامعه ای رواج پیدا کند، آن جامعه باید منتظر عذابهای خودساخته و خودخواسته باشد؛ از عذاب های مادی و روانی (همچون ناامنی های مختلف و تزلزل اخلاق و خانواده) گرفته تا بزرگترین عذاب (که همان کوردلی و قساوت قلب است که راه بازگشت و کمال انسان را مسدود میکند).(13)
سخن آخر اینکه: اگر با گناه بزرگی چون بیحجابی، برخورد مناسب نمیکنید، اما دست کم گناهکاران را تطهیر نکنید و گناه را موجه جلوه ندهید و اجازه ندهید جای حلال و حرام الهی عوض شود! که بی شک خود، گناهی بزرگتر و معصیتی نابخشودنی است.
در پایان خوانندگان عزیز را به رعایت دستور پیامبر گرامی اسلام(ص)دعوت میکنم که فرمودند:
هنگامی که بدعت ها در امّت من ظاهر شد، بر هر کسی که آن را میداند واجب است که علمش را آشکار سازد و کسی که چنین نکند لعنت خدا بر او باد.(14)
والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته
علیرضا عابدی سرآسیا
مشهد مقدس
12/12/1396
پی نوشتها
1) تقابل بدحجابی و بی حجابی در لغت و معنای عرفیِ حجاب(به معنای پوشش) مطرح است نه در اصطلاح فقهی و شرعی. در اصطلاح اخیر، کسانی که حجاب شرعی را رعایت می کنند باحجاب، و در غیر این صورت بی حجاب محسوب می شوند. از طرفی مطالب ذکر شده در نوشتار بالا در مورد کسانی است که به طور عمدی در معرض دید نامحرمان، حجاب شرعی را رعایت نمی کنند.
2) أَعْظَمُ الذُّنُوبِ ذَنْبٌ صَغُرَ عِنْدَ صَاحِبِهِ(لیثی، عيون الحكم و المواعظ؛ دار الحديث - قم، 1376 ش. ص123 حدیث2801)
3) أَشَدُّ الذُّنُوبِ عِنْدَ اللَّهِ ذَنْبٌ اسْتَهَانَ بِهِ رَاكِبُهُ.(همان، ص112، حدیث2433)
4) أَعْظَمُ الذُّنُوبِ عِنْدَ اللَّهِ ذَنْبٌ أَصَرَّ عَلَيْهِ عَامِلُهُ.(همان، حدیث 2443)
5) عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) أَنَّهُ قَالَ: لَا كَبِيرَةَ مَعَ اسْتِغْفَارٍ وَ لَا صَغِيرَةَ مَعَ إِصْرَارٍ(نورى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، مؤسسة آل البيت (ع)، قم، 1408ق.،ج11 ؛ ص367، حدیث13280). در كتاب تحرير الوسيله امام خمينى (قدس سره) پيرامون معيار گناهان كبيره، چنين آمده است:1. گناهانى كه در مورد آنها در قرآن يا روايات اسلامى وعدۀ آتش دوزخ یا مجازات، داده شده باشد.2. از طرف شرع ، به شدت، از آن نهى شده است .3. دلايلي وجود دارد كه معلوم مي شود آن گناه ، بزرگتر از بعضى از گناهان كبيره یا مثل آنها است .4. عقل ، حكم به كبيره بودن گناهی بکند.5. در ذهن مسلمينِ پاى بند به دستورات الهى، چنين تثبيت شده كه فلان گناه، از گناهان بزرگ است .6. از طرف پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) يا امامان (عليهم السلام) در خصوص گناهى تصريح شده كه از گناهان كبيره است؛ و تعداد آنها زیاد است برخی از آنها عبارتند از ناامیدی از رحمت خدا و....(تحريرالوسيلة،دارالعلم، قم، بی تا، ج1 ص274) جای بسی تعجب است که با وجود اینکه بیش از یک مورد از ملاکهای بالا در مورد بی حجابی صدق می کنند اما عده ای به صرف اینکه فقها در شمار گناهان کبیره اسمی از بی حجابی نبرده اند، آن را گناه صغیره معرفی می کنند؟! در حالی که حتی خود فقها نیز هنگام نام بردن از این گناهان صرفا از باب مثال و نمونه برخی از آنها را مورد بحث قرار داده اند و در صدد شمارش تمامی آنها نبوده اند و این مطلب از عبارت تحریر الوسیله نیز پیداست(...و هي كثيرة: منها اليأس من رَوح اللَّه و...؛ برخی از آنها عبارتند از:...). اما مهمتر از تمامی این مطالب، این است که حتی اگر بی حجابی را به خودی خود، گناه صغیره بدانیم، با توجه به ملاکهایی که برای بزرگترین گناهان در متن بیان کردیم، بدون شک، بی حجابی نه به گناهی بزرگ، که به بزرگترین گناهان بدل می گردد.
6) الْعَيَّاشِيُّ فِي تَفْسِيرِهِ، عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع: فِي قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ « (آل عمران:135)» قَالَ الْإِصْرَارُ أَنْ يُذْنِبَ الْعَبْدُ وَ لَا يَسْتَغْفِرَ وَ لَا يُحَدِّثَ نَفْسَهُ بِالتَّوْبَةِ فَذَلِكَ الْإِصْرَار(همان، حدیث13278)
7) عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: الذُّنُوبُ كُلُّهَا شَدِيدَةٌ وَ أَشَدُّهَا مَا نَبَتَ عَلَيْهِ اللَّحْمُ وَ الدَّمُ لِأَنَّهُ إِمَّا مَرْحُومٌ وَ إِمَّا مُعَذَّبٌ وَ الْجَنَّةُ لَا يَدْخُلُهَا إِلَّا طَيِّبٌ. (کلینی، الكافي، دار الكتب الإسلامية - تهران، 1407 ق. ج2، ص: 270)
8) الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِيُّ فِي لُبِّ اللُّبَابِ، عَنِ النَّبِيِّ ص قَالَ: أَرْبَعَةٌ فِي الذَّنْبِ شَرٌّ مِنَ الذَّنْبِ الِاسْتِحْقَارُ وَ الِافْتِخَارُ وَ الِاسْتِبْشَارُ وَ الْإِصْرَار(نوری، پیشین، حدیث13281)
9) لَا وِزْرَ أَعْظَمُ مِنَ التَّبَجُّحِ بِالْفُجُورِ.(آمدى، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، دفتر تبليغات، قم،1366ش.ص462، حدیث10603)
10) لَا يُفْلِحُ مَنْ يَتَبَجَّحُ بِالرَّذَائِلِ.(همان، ص323، حدیث7517)
11) إِيَّاكَ وَ الْمُجَاهَرَةَ بِالْفُجُورِ فَإِنَّهُ مِنْ أَشَدِّ الْمَآثِمِ.( ليثي، پیشین، ص95، حدیث2194)
12) قرب الإسناد بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِنَّ الْمَعْصِيَةَ إِذَا عَمِلَ بِهَا الْعَبْدُ سِرّاً لَمْ تَضُرَّ إِلَّا عَامِلَهَا وَ إِذَا عَمِلَ بِهَا عَلَانِيَةً وَ لَمْ يُغَيَّرْ عَلَيْهِ أَضَرَّتْ بِالْعَامَّةِ (مجلسى، بحار الأنوار، دار إحياء التراث العربي - بيروت، 1403 ق. ج97 ص74)
13) ما ضرب الله عبداً بعقوبة اشد من قسوة القلب(نوری، پیشین، ج 13، ص 93) عقوبت سنگدلی و دل مردگی محسوس نیست تا موجب تنبه و بیداری شود و زمینه لطف و رحمت الاهی محسوب شود. به تعبیر شهید مطهری، چنین اموری را حقیقتا باید عقوبت نامید؛ زیرا اولاً معلول اراده و اختیار خود انسان هستند. ثانیاً: مقدمه هیچ خیر و هیچ کمالی نیستند(عدل الهی، ص 164 و 165).
14) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِي أُمَّتِي فَلْيُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ يَفْعَلْ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ.(کلینی، پیشین، ج1 ص54)
علیرضا عابدی سرآسیا