با عرض سلام خدمت استاد محترمم جناب آقای عابدی سر آسیا. من از دانشجویان شما هستم. می خواستم شما منو در یه امری یاریم کنید.

من جوان هستم و سر شار از انرژی و لذات و شهوات در جامعه ی کنونی ما که ازدواج موقت چنین شرایطی پیدا کرده آیا من باید مرتکب گناه شوم ؟؟؟؟؟؟!!! با دلایل کاملآ منطقی ازدواج دایم برام مقدور نیست دلایلم کاملآ قانع کنندست مانند دلایل اکثریت نیست....

ازدواج موقت می تونه مشکل منو حل کنه اصلآ فلسفه ی این ازدواج همینه اما در این که چگونه می تونم این امرو تحقق بدم مشکل دارم من تا حدود ی می تونم هوای نفسم و کنترل کنم اما می ترسم میترسم روزی برسه که دیگه نتونم کنترلش کنم و خدای نکرده مرتکب گناه بشم. از شما تقاضا دارم تا که مشکل منو حل کنید و یاریم کنید. عذر میخوام اگه رک صحبت کردم. (علی)

پاسخ:

با عرض سلام. باید عذر خواهی کنم که زود تر از این، نتوانستم به پرسش شما پاسخ دهم. در خصوص ازدواج موقت باید عرض کنم که فلسفه ی اصلی آن، این است که: کسانی که امکان ازدواج دایم ندارند؛ راهی برای حفظ، کنترل و ارضای صحیح غریزه ی جنسی خود داشته باشند. در صورت نبودن چنین راهی، یا باید به سرکوب این غریزه پرداخت و یا باید از راه نامشروع به ارضای آن پرداخت که هر دو راه غلط است. پس راه میانه و معقول، همان ازدواج موقت است. خلیفه ی دومِ اهل سنت، ازدواج موقت را ممنوع اعلام کرد و در روایت داریم که اگر ازدواج موقت، ممنوع نمی گشت؛ جز افراد شقاوت مند، کسی سراغ زنا نمی رفت. از این روایت می توان فهمید که در هر زمانی، باید این امکان فراهم گردد که افرادی که دسترسی به ازدواج دایم ندارند یا به هر علت معقولی، ازدواج دایم، بر طرف کننده ی نیاز آن ها نیست؛ بتوانند ازدواج موقت نمایند.

البته ازدواج موقت نیز شرایطی مشابه ازدواج دایم دارد و نیاز به تعیین مهریه(هر چند اندک) و تعیین مدت(هر چند کم) و خواندن عقد مخصوص به خود دارد. در ازدواج موقت، مسایلی همچون: هزینه و مخارج زندگی(نفقه) و ارث وجود ندارد. نیازی به طلاق نیز ندارد و جدایی زن و شوهر از یک دیگر، به یکی از دو راه، ممکن است: تمام شدن مدت یا بخشیدن مدت باقی مانده توسط مرد. زن پس از جدایی، برای این که بتواند با مرد دیگری ازدواج نماید باید عدّه نگه دارد؛ ولی برای ازدواج مجدد با همان شوهر قبلی، نیازی به عده نگاه داشتن ندارد.

کیفیت ایجاد عقد موقت:

زن و مرد، قبل از منعقد ساختن عقد، باید مدت و مهریه را با توافق یکدیگر مشخص نمایند؛ مثلا یک سال یا یک ماه یا یک روز، و یک سکه بهار آزادی یا نیم سکه یا ربع سکه یا هزار تومان. سپس زن با قصد انشاء(یعنی قصد ایجاد رابطه ی زوجیت و زناشویی نه قصد خبر دادن از رابطه ای که قبلا وجود داشته) باید بگوید: «مَتّعتُ نَفسی منک علی المَهر المعلومِ فی المُدّةِ المعلومةِ» (خودم را به ازدواج تو در آوردم در برابر مهریه ی معلوم  و در مدت مشخص) و مرد بلافاصله پاسخ دهد: « قَبلتُ» یا بگوید: «قَبلتُ المُتعةَ» یا بگوید: «قَبلتُ المُتعةَ هکذا (هاکذا)» یا بگوید: «قَبلتُ المُتعةَ علی المَهر المعلومِ فی المُدّةِ المعلومةِ».

راه دیگر این است که مرد از جانب زن وکیل گردد و خود، صیغه ی عقد را بخواند. در این شکل، اول مرد به زن می گوید: آیا من وکیلم که تو را به عقد موقت خود با مهریه مشخص شده و در مدت معلوم شده در آورم؟ زن به مرد وکالت می دهد. سپس مرد می گوید: «مَتّعتُ مُوَکّلتی x مِن نَفسی علی المَهر المعلومِ فی المُدّةِ المعلومةِ» (موکلم x را به ازدواج خودم در آوردم در برابر مهریه ی معلوم  و در مدت مشخص) و به جای x، اسم زن را می گوید. سپس خودش می گوید : « قَبلتُ» یا «قَبلتُ المُتعةَ» یا «قَبلتُ المُتعةَ هکذا (هاکذا)» یا «قَبلتُ المُتعةَ علی المَهر المعلومِ فی المُدّةِ المعلومةِ».

راه سوم این است که زن از جانب مرد وکیل گردد و خود، صیغه ی عقد را بخواند. در این شکل، اول زن به مرد می گوید: آیا من وکیلم که خودم را به عقد موقت تو، با مهریه مشخص شده و در مدت معلوم شده در آورم؟ مرد به زن وکالت می دهد. سپس زن می گوید: «مَتّعتُ نَفسی مِن مُوَکّلی x علی المَهر المعلومِ فی المُدّةِ المعلومةِ» (خودم را به ازدواج موکلم x در آوردم در برابر مهریه ی معلوم  و در مدت مشخص) و به جای x، اسم مرد را می گوید. سپس خودش(به نیابت از مرد) می گوید : « قَبلتُ لِمُوکّلی» یا «قَبلتُ المُتعةَ لِمُوکّلی» یا «قَبلتُ المُتعةَ لِمُوکّلی هکذا (هاکذا) » یا «قَبلتُ المُتعةَ لِمُوکّلی علی المَهر المعلومِ فی المُدّةِ المعلومةِ».

یک سفارش مهم

از آن جا که در کشور ما، شرایط لازم و نیز فرهنگ مناسب برای ازدواج موقت، وجود ندارد؛ و معمولا زنانی که آماده ی ازدواج موقت هستند، برای افراد جوان، مناسب نیستند(چه از نظر سنی و چه از نظر سلامتی)؛ توصیه می کنم اگر تا کنون ازدواج نکرده اید؛ سراغ ازدواج موقت نروید؛ چرا که شما را معتاد کرده و تحمل و صبر را بر شما بسیار دشوار می کند و ادامه ی آن روش نیز مشکلات جدی (از نظر اخلاقی و حتی سلامتی جسمانی) برای شما دارد.

همچنین کسانی که قبل از ازدواج دایم با افراد دیگری ارتباط داشته اند با مشکل مقایسه مواجه می شوند. این افراد چون در ارتباط های قبلی، با یک رفتار نوعا کاذب(ابراز علاقه های کاذب، ول خرجی های کاذب، رفتارهای تصنعی و...) مواجه می شوند توقع دارند در ازدواج دایم خود نیز همین رفتار را از همسر خود مشاهده کنند و از همین رو معمولا با سرخوردگی و احساس عدم ارضا مواجه می شوند و به سمت طلاق کشیده می شوند. بسیاری از این افراد در مشاوره ها اظهار می دارند که ای کاش ارتباط آن ها اولین ارتباط آن ها با جنس مخالف بود! 

 از این رو توصیه می کنم تا زمانی که ازدواج دایم برای شما فراهم می شود صبر کنید و از روش های کنترل غریزه ی جنسی کمک بگیرید.

روش های کنترل غریزه ی جنسی

برای کنترل غریزه ی جنسی، یک راه اصلی و یک دسته راه های فرعی و کمکی وجود دارد.

راه اصلی، کنترل و مهار ورودی های دل است. ورودی های دل، عبارتند از: چشم، گوش، و فکر. سعی کنید از دیدن، گفتن، شنیدن و فکر کردن به اموری که محرک غریزه ی جنسی است به شدت دوری کنید. اگر فکر شما به چنین اموری مشغول است؛ سعی نکنید با آن مبارزه کنید؛ زیرا تشدید می شود و شما را به وسواس و مشغله های فکری شدید گرفتار می کند؛ بلکه سعی کنید حواس خود را پرت کنید و به امور دیگر مشغول شوید.

راه های فرعی برای کنترل غریزه ی جنسی زیادند؛ از جمله:

1.       ورزش و کار زیاد. (باعث جذب هورمون جنسی شده و همچنین خستگی ناشی از آن، به کنترل افکار کمک می کند)

2.       پرهیز از غذاهای محرّک؛ مثل غذاهای پرچرب و ادویه جات.

3.       روزه گرفتن.

4.    با حالت خستگی خوابیدن، کوتاه کردن حمام ها و در جمع افراد، قرار گرفتن(این امور باعث می شود قدرت بر کنترل افکار، زیاد گردد و افکار محرّک، به سراغ شما کمتر بیاید).

5.    در پایان بر خدا بسیار توکل کنید و از او بخواهید شما را در موقعیت های خطرناک و آلوده کننده قرار ندهد و در صورت قرار گرفتن، به شما صبر و توانایی بر غلبه بر مشکلات را عطا نماید.


پاسخ به نظر یکی از خوانندگان:

من نمی دانم آیا واقعا دختری پیدا می شود که ازدواج موقت کنه؟  واقعا متاسفم برای زنی که تن به چنین ذلتی بده؟! (س)
پاسخ:
عجیبه که شما ازدواج را ذلت خواندید! پس روابط نامشروع را چه! شاید از نظر شما اشکال نداشته باشد؟!
به نظر من اگر به مشکلات جامعه و خصوصا جوانان جامعه، منطقی تر نگاه کنیم این گونه، اظهار نظر نمی کنیم. نمی دانم تصور شما از ازدواج موقت چیست؛ شاید یک هوسرانی غیرشرعی؛ یک بی وفایی به همسر اول؛ یک عامل خرابی زندگی ها و... . اما این ها آفت هایی هستند که به خاطر عدم رعایت شرایط و ضوابط ازدواج موقت به وجود آمده اند. اساسا باید توجه داشت که از فلسفه ها و حکمت های ازدواج موقت و نیز تعدد زوجات، کنترل و مهار مشروع شهوت از یک سو، و رفع مشکل زنان بیوه از سوی دیگر است. می دانیم که شهوت اگر شعله ور شود خسارت ها و جنایت های زیادی را در پی می آورد. پس باید راه درستی برای مهار آن وجود داشته باشد. کسی که امکان ازدواج دایم را به هر علتی ندارد باید چه کند: باید سرکوب جنسی کند ؛ یا از راه نامشروع ارضای جنسی کند؟ هر دو راه غلط است. راه سوم این است که در چارچوب شرع و قانون راه مناسبی برای وی قرار دهیم. این راه ازدواج موقت است؛ مثلا ازدواج برای 10، 20، 30 یا 40 سال. ازدواج موقت یعنی همان ازدواج دایم اما با محدودیت های کمتر و شرایط آسان تر. یعنی بدون مخارج زندگی و حق سکونت و  ارث و... . البته نکته ی مهمی که نباید مورد غفلت واقع شود این است که در ازدواج موقت، زن و مرد واقعا زن و شوهرند و نسبت به یکدیگر مسئولیت دارند. حتی اگر حاصل این ازدواج فرزندی باشد، مرد در قبال فرزند، مسئول است و باید برای او شناسنامه بگیرد و مخارج او را بدهد. و این کجا و خدای ناکرده روابط ناشروع کجا؟!
این نکته را یادآوری می کنم که اصل ازدواج موقت برای کسانی است که امکان ازدواج دایم ندارند و نیز برای مردی است که به هر علتی ازدواج دایم او فعلا جواب گوی غریزه جنسی او نبوده و در معرض گناه قرار دارد مثل کسی که همسر او بیماری طولانی مدتی دارد که امکان نزدیکی با او نیست یا مثلا در مسافرت طولانی است و در معرض گناه قرار دارد(مثلا بورسیه خارج کشور است).
آخرین نکته این که یکی از فلسفه های مهم ازدواج موقت و تعدد زوجات، رفع مشکل زنان بیوه است. به این نکته باید توجه داشت که زنان بیوه ای که بر اثر طلاق یا فوت همسر خود بیوه شده اند کمتر مورد رغبت برای ازدواج مجدد می باشند. در حقیقت در چنین وضعیت هایی، مرد شانس بیشتر و بهتری برای ازدواج مجدد دارد تا زن: زنی که ای بسا بهترین اوقات عمر خود را و جوانی وزیبایی خود را در ازدواج اولش از دست داده است. زنی که اگر بیوه بماند در معرض خطرات، فسادها، ناامنی ها، و مشکلات زندگی است: خطراتی که ای بسا آتش آن دامن جامعه را نیز بسوزاند.
اما همین زنان، اگر به عنوان همسر دوم یا همسر موقت مطرح باشند، شانس بیشتری دارند.
به همین علت بود که بعد از جنگ جهانی، همسران کشته شدگان جنگ، مقابل کلیسا تجمع کردند تا پاپ ممنوعیت تعدد زوجات مردان را بردارد.
پس تعدد زوجات و ازدواج موقت بیش از آن که مشکل مردان را حل کند، در راستای حل مشکل زنان و به تبع، مشکل جامعه است.
اما آفاتی که از این امور به وجود می آید (نظیر متروک ماندن زن اول و منجر شدن به طلاق و به هم ریختن ازدواج های اول) عمدتا ناشی از این است که دو شرط اساسی ازدواج دوم رعایت نشده است. شرط اول عدالت است. مرد موظف است که در تمامی امور ظاهری زندگی نظیر خرجی دادن، سکونت دادن، هدیه گرفتن، مسافرت رفتن، و حتی شب ماندن در منزل، بین همسران، رعایت عدالت کند و حتی اگر مثلا امشب نوبت زن اول است و زن دومش مریض است بدون اجازه زن اول نمی تواند به عیادت زن دومش برود.
نکته ی دوم کسب اجازه از زن اول است. کسی که در ازدواج اولش شرط کرده که بدون اجازه ی زن اول، زن دوم نگیرد از باب المومنون عند شرطهم، باید به عهد خود وفا کند.
در حقیقت این دو شرط، موجب رعایت حق زن اول می شوند. اصل ازدواج موقت یا تعدد زوجات چیزی است که برای رفع مشکل زنان دیگر و احیانا خود مرد است؛ و دو شرط رعایت عدالت و کسب اجازه از همسر اول، موجب حفظ حقوق زن اول می شوند.