پرسش و پاسخ (10): استخاره؛ درستي، شرايط و نحوه انجام آن
پرسش: با عرض سلام. لطفا در مورد استخاره كردن توضيح دهيد وبفرماييد كه اصلا اين كه بعضي افراد در هر كاري استخاره مي كنند آيا درست است يا نه. همچنين مي خواهم بدانم كه آيا عمل كردن به استخاره الزامي است. چند راه ساده براي استخاره كردن بيان كنيد. باتشكر.
پاسخ: با سلام. در مورد استخاره بايد توجه داشت كه استخاره مخصوص جايي است كه اولا عقل يا شرع حكم صريح نداشته و تعيين تكليف و وظيفه نكرده باشد و ثانيا مشورت جواب ندهد به اين معنا كه مثلا امري كاملا خصوصي و شخصي باشد ويا به هر علت ديگري امكان مشورت كردن در مورد آن نباشد. در اين مورد با خدا مشورت مي كنيم و از او طلب خير مي نماييم. در ذيل، دو نمونه از ساده ترين راه هاي استخاره را بيان مي كنيم:
اول: براى كارهاى معمولى: استخاره با تسبيح، يكى از شكل هاى آن همان است كه از «شیخ بهایى» نقل شده است كه فرمود: از بزرگان و اساتیدم شنیدم که این دستورالعمل از حضرت ولىّ عصر(علیه السلام) درباره استخاره با تسبیح رسیده است:
1. نيت كند و تسبیح را به دست (راست) گیرد 2.سه مرتبه بگويد: اللهم صل علي محمد و آل محمد ( 3. سه مرتبه بگويد: أستغفر‘ الله ربي و اتوب اليه. 4. سه مرتبه بگويد: «أَستَخیرُ اللّهَ برَحْمَتِهِ، خِیَرَةً فی عافِیَة؛ از رحمت الهى طلب خیر و سعادت همراه با عافیت مى کنم»). آنگاه قسمتى از تسبیح را (با دست چپ) بگیرد و دوتا دوتا رد کند؛ اگر در پایان یک دانه باقى ماند، به معناى «إفعل» (انجام بده) است و اگر دو دانه باقى ماند، مفهوم آن «لاتفعل» (انجام نده) است(بحارالانوار، جلد 88، صفحه 250، حدیث 4). البته قسمت داخل پرانتز در نقل شيخ بهايي نيامده اما از برخي بزرگان توصيه شده است.
دوم: براي كارهاي مهم: استخاره ذات الرقاع. كيفيت آن بسيار ساده است و در مفاتيح الجنان نيز توضيح داده شده است. نحوه انجام «استخاره ذات الرّقاع» که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده، به این گونه است که هرگاه براى امور مهمّى بخواهى استخاره کنى، بدین شیوه عمل کن:
نخست شش قطعه کاغذ تهیه مى کنى و در سه قطعه آن مى نویسى:
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، خِیَرَةً مِنَ اللّهِ الْعَزیزِ الحَکیمِ، لِفُلانِ بنِ فُلانَة؛ اِفْعَل (به نام خداوند بخشنده مهربان. اختیار و گزینشى است از جانب خداوند عزیز و حکیم براى فلانى فرزند فلانى (و به جاى فلاني فرزند فلاني نام خود و مادرت را و يا اگر استخاره براي شخص ديگري است نام شخصى را که براى او استخاره مى کنى و اسم مادرش را مى نویسى؛ در سه ورقه دیگر همین را مى نویسى، ولى به جاى «إفعل» مى نویسى «لاتفعل»، آنگاه آن کاغذها را زیر جانماز و سجّاده خود مى گذارى و دو رکعت نماز مى خوانى؛ پس از نماز به سجده مى روى و در سجده، صد مرتبه مى گویى «أَستَخیرُ اللّهَ برَحْمَتِهِ، خِیَرَةً فی عافِیَة؛ از رحمت الهى طلب خیر و سعادت همراه با عافیت مى کنم» سپس مى نشینى و مى گویى: أللّهُمَّ خِرْ لی، وَاخْتَر لی فی جَمیعِ اُمُوری فی یُسْر وَ عافِیَة؛ خدایا در همه امور به آسانى و عافیت خودت (آنچه را که صلاح است) برایم اختیار کن.آنگاه دست مى برى و آن ورقه ها را به هم مخلوط مى کنى و یکى یکى بیرون مى آورى ؛ اگر سه تا از ورقه ها که در آنها «إفعل» نوشته شده، پشت سر هم بیرون آید، کارى را که نیّت کرده اى انجام مى دهى (و بسیار خوب است)؛ و اگر سه تا «لا تفعل» خارج شد آن کار را انجام نمى دهى؛ ولى اگر یک بار «إفعل» و دفعه بعد «لا تفعل» بدست آمد، در این صورت سه ورقه دیگر را بیرون بیاور که در مجموع پنج ورقه خارج شود، در این صورت اگر سه تا «إفعل» بود و دو تا «لا تفعل» آن کار را انجام بده؛ ولى اگر بر عکس شد، انجام نده.(بحارالانوار، ج 88، ص 230، حدیث 5)
(از بزرگی شنیدم که ترتیب آمدن افعل و لاتفعل بیانگر تقدم و تاخر خیر و شر است. با این توضیح می توان حالات مختلف را این گونه تبیین کرد: 1- اگر 3 افعل پشت سر هم آمدند دیگر نیازی به ادامه نیست و اینگونه تفسیر می شود: خیلی خوب. حتما انجام شود. 2- اگر 3 لاتفعل پشت سر هم آمدند دیگر نیازی به ادامه نیست و اینگونه تفسیر می شود: خیلی بد. حتما ترک شود. 3- اگر 2 افعل و 3 لاتفعل بیاید این گونه تفسیر می شود: بد؛ ترک شود بهتر است. 4- اگر2 لاتفعل و 3 افعل بیاید این گونه تفسیر می شود: خوب؛ انجام شود بهتر است. در مورد 3 و 4 اگر اول افعل بیاید و سپس لاتفعل بیاید نشان از این دارد که اولش راحتی یا خوبی است و در انتها دچار مشکل یا بدی می شود و بالعکس)
در مورد استخاره بايد به چند نكته توجه داشت:
اول: در موردي كه عقل يا شرع حكم صريحي دارد و وظيفه را مشخص كرده استخاره درست نيست و جوابي هم كه مي آيد مرتبط با نيت شخص نيست. مثلا براي انجام يك كاري كه غلط و نادرست است و شخص هم به حكم عقل يا شرع از غلط بودن آن مطلع است نمي شود استخاره كرد. استخاره تنها در مواردي است كه شخص واقعا دچار حيرت و سرگرداني شده و راهي براي خروج از اين حيرت ندارد.
دوم: در مواردي كه امكان مشورت وجود دارد استخاره از خدا از طريق مشورت انجام مي شود به اين معنا كه شخص پس از طلب خير از خداي متعال از خدا مي خواهد كه خيرش را بر زبان شخص يا اشخاص طرف مشورت جاري سازد.
سوم: حتي الامكان بايد بر طبق استخاره عمل كرد. اگر به هر علتي نتيجه ي استخاره رضايت بخش نبود مي توان مقداري صدقه داد و دوباره استخاره كرد. اگر مانع خاصي وجود داشته كه موجب بد آمدن استخاره شده است اين صدقه ممكن است آن مانع را بر طرف سازد. اگر به هر علتي عمل به استخاره ممكن نبود توصيه مي شود پس از استغفار و عذر خواهي از درگاه خداي متعال، مقداري صدقه پرداخت شود.
چهارم: مثبت آمدن جواب استخاره به معناي آن نيست كه عمل، مطابق ميل شخص خواهد بود؛ بلكه به معناي خير بودن عمل است. بايد توجه داشت كه گاهي خير شخص در اين است كه سختي ببيند يا حاجتش دير برآورده شود يا حتي در عملي موفق نشود تا تجريه ي گرانبهايي به دست آورد و در امتحانات سخت تر سربلند بيرون آيد. البته سفارش شده است كه از خدا فقط طلب خير نكنيد بلكه طلب خير در عافيت كنيد.
پنجم: طرق مختلفي كه نزد عموم مردم مشهور و رايج است (نظير استخاره با قرآن يا تسبيح) مربوط به استخاره است و استخاره با تفال و فال زدن فرق دارد. استخاره در معناي متعارف آن، يعني از خدا مشورت بخواهيم كه عملي را كه خير ما در آن است نشان ما دهد و در حقيقت مي خواهيم بدانيم كه كار خاصي را انجام دهيم يا نه. اما تفال اين است كه مي خواهيم بدانيم آيا فلان كار اتفاق مي افتد يا نه؛ مثلا آيا مسافر امروز مي آيد يا نه؛ در امتحان قبول مي شوم يا نه؛ فلان ازدواج سر مي گيرد يا نه و... .
ششم: استخاره با قرآن نياز به مهارت خاصي دارد و به كسي كه تسلط نسبي به مفاهيم قرآني و تفسيري ندارد توصيه نمي شود.
هفتم: استخاره بايد در زمان ها و مكان هاي خوب و با حالاتي خوب انجام داد. شايد به طور كلي بتوان گفت بهترين حالت پس از نماز در سجاده، با وضو و رو به قبله است.
هشتم: يكي از اموري كه بسيار مورد سفارش واقع شده استخاره كردن در هر كاري است و حتي ترك آن گونه اي از نفاق محسوب مي شود. مقصود از اين نوع استخاره نه آن شيوه ي متعارف بلكه همان مفهوم كلي طلب خير از خداست. مومن واقعي براي هر كاري كه مي خواهد انجام دهد از خدا طلب خير مي كند. مثلا اگر مي خواهد سر كار برود از خدا مي خواهد كه در اين رفتن او خير قرار دهد و سپس به سر كار مي رود. اين مفهوم غير از آن است كه استخاره كنيم كه برويم يا نه.
نهم: درمورد كسي كه با ويژگي هاي فوق از خدا در هر كاري طلب خير كرده است، مي توان گفت كه ”الخير في ما وقع”. چنين كسي در برابر مشكلات صبور تر است و رضايت مندي او از زندگي بيشتر از هر كسي ديگري است. چرا كه مي داند در همان سختي ها، مصيبت ها و گرفتاري هاي احتمالي نيز خداي متعال براي او خيري در نظر گرفته است: ” فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا”(نساء:19)” ؛ ”وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ”(بقره:216).
پاسخ به پرسش دیگری در همین باب:
سلام. ممکن است در مورد تفال به قران هم توضیح بیشتری بدهید؟
باتشکر( ف. صالحی)
پاسخ: سلام. استخاره آن است که می خواهید کاری را انجام دهید اما در درستی یا نادرستی یا خیریت آن تردید دارید و برای رفع تردید از خدای متعال مشورت می خواهید اما تفال آن است که می خواهید بدانید آیا کاری در آینده رخ خواهد داد یا خیر. مثلا می خواهید بدانید آیا امروز باران می آید یا نه یا آیا مریض من خوب می شود یا خیر.
در برخی روایات از تفال به قرآن منع شده است و شاید علتش آن باشد که قرآن به خاطر عمیق بودن معانی و ذو بطون بودن، فهمش برای افراد عادی دشوار است خصوصا اشاراتش. از این رو افراد عادی در تفال به قرآن نمی توانند متوجه اشارات قرآن شوند و تفال قرآن را درست متوجه نمیشوند و به تعبیر ساده نتوانند تشخیص دهند که انگشت اشارت آیات قرآن به کدام سو می باشد. بنابراین اشتباه تفال زده و بعد که آن حادثۀ مورد تفال به گونه دیگری اتفاق افتاد، اعتقادشان نسبت به قرآن کم می شود.
علیرضا عابدی سرآسیا